عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

528

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

و خداوند نرم و سخت آن تيرها را خوار گرداند ، به خدا كه پس از آن ديگر نزد ما سالم نخواهد ماند . و تا زنده هستم ديگر به خير آن چشم نخواهم داشت پس به كمان تكيه كرد و آن را به سنگ كوبيد و شكست و خوابيد و چون صبح شد ، در پيرامون خود گورخرهاى افتاده را ديد و تيرهاى خون آلود را ، پس از شكستن كمان پشيمان شد پس به انگشت ابهامش بست و آن را بريد پس از اين ، پشيمانى كسعىّ مايه تمثيل شد براى كسانى كه به دست خود - و در حق خود كارى زيان بخش انجام داده باشند چنان كه ، فرزدق ، پس از آن كه زنش - نوار را طلاق داد و پشيمان شد ، گفت : ندمت ندامة الكسعىّ لمّا * غدت منّى مطلّقة نوار و كنت كفاقئ عينيه جهلا * فاصبح لا يضيئ له نهار و كانت جنّتى فخرجت منها * كآدم حين لجّ به الفرار يعنى : چون نوار از من طلاق گرفت پشيمانى كسعّى دامن مرا گرفت ؛ و مانند كسى شدم كه از روى نادانى هر دو چشم خود را كور كند و روز روشن را درنيابد . نوار ، باغ و بهشت من بود كه از آن بيرون آمدم مانند آدم كه ناگزير به گريز از بهشت شد . نديما جذيمة . ( دو همدم جذيمه ) . دربارهء روزگارى دراز با كسى همدمى كردن ، به دو همدم جذيمه مثل زنند ، همان گونه كه به « فرقدين » و « ابنى شمام » « 1 » « نخلتى حلوان : دو نخل حلوان » « 2 » مثل زنند جذيمه وضّاح - از روى خود بزرگ بينى - با كسى همدمى و همآشامى نمىكرد و مىگفت : من چنان بزرگم كه نمىزيبدم جز با دو ستاره « فرقد » همدمى و همآشامى كنم . تنها به شرابخوارى مىنشست و خود جامى مىنوشيد و براى هر كدام از دو ستاره جامى پر

--> ( 1 ) - نام دو كوه‌اند در سرزمين بنى تميم . ( م . ) ( 2 ) - در ميدانى آمده : « اطول صحبة من الفرقدين ، و من ابنى شمام ، و من نخلتى حلوان . ( م . )